تبلیغات
♥ پـــَروآز 650 - בُخـــتَـــرونِـــــہ ♥ - داستان طنز " پــنــکــه "

♥ پـــَروآز 650 - בُخـــتَـــرونِـــــہ ♥

مطالب خوب، زندگی خوب، رشد خوب.

داستان طنز " پــنــکــه "

 دروغگویی می میرد و به جهان آخرت می رود. در آنجا مقابل درواره های بهشت می ایستد ، سپس دیوار بزرگی می بیند که ساعت های مختلفی روی آن قرار دارد از فرشته می پرسد : این ساعت ها برای چه اینجا قرار گرفته اند؟
فرشته پاسخ می دهد: این ساعت ها ساعت های دروغ سنجند و هر کس روی زمین یک ساعت دروغ سنج دارد و هر بار آن فرد دروغی بگوید عقربه ساعت یک درجه جلوتر می رود
دروغ گو گفت : چه جالب آن ساعت کیه؟
فرشته پاسخ داد : مادر تزار او حتی یک دروغ هم نگفته ، بنابراین ساعتش ،هیچ وجه حرکت نکرده است.
-وای باور کردنی نیست خوب آن ساعت کیه؟
فرشته پاسخ داد : ساعت آبراهم لینکن عقربها ش دوبار تکان خورد
-خیلی جالبه راستی ساعت من کجاست؟
فرشته پاسخ داد : آن ساعت در اتاق کار سرپرست فرشتگان است ، چون از آن به عنوان پنکه سقفی استفاده می کنند...
:)))

+ نوشته شده در شنبه 8 شهریور 1393 ساعت 09:19 ب.ظ توسط AlOcHe ToOrSh نظر مـوخـوامــ |