♥ پـــَروآز 650 - בُخـــتَـــرونِـــــہ ♥

مطالب خوب، زندگی خوب، رشد خوب.

پـیـشـاپــیـش ؋ــَــرا رِسـیــבَنِ ســــــــالِ 1395 رو بـِـہ هـَـــمـِـہ شُـمـا בوسـتـانِ خـوبـَــم تَـبریــڪ مـیـگَـم :)

 سـَلـآم ب هـَمـِـہ رُـ؋ــَقـاے گُــل وِب ^__^  
 خــوبیــن عَـزیـزان ؟!  
 چـِ خَـبـَرا ؟!  
 اَوَّل بایــَـב مَعـذِرَت خــواهـے ڪُنَـم،  
 چــون خِـیـلے وَقـتِـہ آپ نَڪَرבَمـ ..   
 سَـرَمـ شُلـوغ بــوב ، بِشِـבَّت !  
 خُب حـالا بِگذَریـــم  

 
 בیـــבیــن چِ زوב گُــذَشت ؟
 ؋ـَـقَط 4 روز בیـہ مـونــבهِ تـا عِـیــב 95 :) 

 تـو ایـن سـال ، هَـر ڪـے اِتِّــ؋ــاقـاے خـوب وَ بَـــב בاشـت 
 یِـڪـے בِل شِـڪـونــב ، یـِڪـے בِل بِـבَسـت آوُرב 
 خِـیـلـیـا مُـتِـوَّلِــב شُــבَن ، خِـیـلـیـا اَز بِـیـنِـمـون رَـ؋ــتَـن 
 خُـلــاصِــہ خـوب وَ بَــב زیــاـב בاشتـیـم 
 وَلـے مـُهِـم هَــבَـ؋ـِـمـونــہ ! 

 
 خُـب اِمـسـال سِـوُّمـیـن سـالـیـِـہ ڪِــہ مـَن سـالِ جَــבیــב رو بِـهِـتـون تَـبـریـڪ مـیـگـَم تـوے ایـن وبـلــاگ.
 وَ اُمـیــבوارَم سـالـهـاے بـَعــב هَـم بِــہ هَـمـیـن تَـرتـیـب پـیـش بِـرِـہ :) 


 
 خـُب ، حـالـا مـیـرِسـیـم بِــہ بَـخـشِ تَـبـریـڪ وَ عِـیــבے هــا ! :ـבے 
 عـِیــבیِ مَـن مِـثـلِ בوسـالِ قـَبـلـیِــہ 
 بـِـ؋ـَـرمـایـیــב:) 
 اُمـیــבوارَم سـالِ خـوبـے בاشِـتــہ بـاشـیـن 
 وَ هَـمـیـشــہ شــــــــــاـב وَ خَـنــבون بـاشـیـن :) 


Image result for ‫عیدی‬‎

 
 پـیـشـاپــیـش ؋ــَــرا رِسـیــבَنِ ســــــــالِ 1395 رو بـِـہ هـَـــمـِـہ شُـمـا בوسـتـانِ خـوبـَــم تَـبریــڪ مـیـگَـم :) 
  

+ نوشته شده در سه شنبه 25 اسفند 1394 ساعت 04:02 ب.ظ توسط AlOcHe ToOrSh نــظــر مــوخــوامـــ |




בوبـــاره مـــבرســـــه ×!

  •      ســلــآمـ בوسـ جونیــــــآمـــ♥ـ !
 
  •  פֿـوبـــیـــــטּ ؟!
 
  •  چــه פֿـبـــر ؟!
 
  •  בمتـــوטּ جـــــیــــــــز بابا !
 
  •  تو یــه روز 720 تا بازבیـــב !
 
  •  باریــــــــــــڪً بابا !
 
  •  عاشـפֿـتــــــونҐ !

  •   آهـــآטּ راســـتیـ !
 
 مـــــــــــــــــَـבرِســـــــــه !. . .
 
  •  ﮩـــعـــیـ !!
 
  •  تنهــــــا 3 روز בیــگــــــر باقیـــــست !
 
  •  ماҐ ڪً פֿـــــــــرפֿــــــــوטּ :))
 
  •  پ๛ ڪًـمتــــــر میــاҐ בیــگه !
 
  •  مو؋ـق باشـــــیــــــــטּ
 
 ×رهــــــ×ـــآ×! 

+ نوشته شده در شنبه 28 شهریور 1394 ساعت 03:19 ب.ظ توسط AlOcHe ToOrSh نــظــر مــوخــوامـــ |




روزمون مبارڪ בختـــرا ^_____^


  • سلـــام ^____^

    روزمون مبارڪ בختـــرا ^_____^

    روز دختر مبارک ^__^
    روز
    בخمــ♥ــل

  • عزیــز בل باباهاااااا

  • هووویـ مامانااااا

  • نــاموووس בاـבاشااااا

  • جیــگر شــوهــرا

  • عامل خوشبختیـ و عاقبت بخیــریـ پسرااااا...

  • روزصورتیـ پوشا

  • ڪلڪسیــون لاڪ בارا

  • عشق لواشڪیــا

  • جنون رژ لبیــا

  • خوشتیــپا

  • باڪلاسا

  • پاستیــل خورا

  • ـבرس خونا

  • حمال مامانا

  • چراغ خونـہ ها

  • جــیگر بچـہ محل ه
    ا

  • عامل انحراف پسرها,

  • בخیـ منگولا,

  • جیــنگول میــنگولا,

  • ـבخمل خوشملا مبارڪ !


+ نوشته شده در شنبه 24 مرداد 1394 ساعت 10:57 ب.ظ توسط AlOcHe ToOrSh نــظــر مــوخـــوامـــ |




بیوگرافی "مت اندرسون" + عکس

مت اندرسون


متیو جان اندرسون (به انگلیسیMatthew John Anderson) که با نام مت اندرسون هم شناخته می شود (زاده ۱۸ آوریل ۱۹۸۷) بازیکن حرفه ای والیبال اهلآمریکا عضو تیم ملی والیبال مردان ایالات متحده آمریکا و باشگاه زنیت کازان است.




 
شناسنامه
نام کاملمتی جان اندرسون
زاده
۱۸ آوریل ۱۹۸۷ ‏(۲۸ سال)
ایالات متحده آمریکا بوفالو، نیویورک، ایالات متحده
قد۲٫۰۲ متر (۶ فوت ۸ اینچ)
وزن۱۰۰ کیلوگرم (۲۲۰ پوند)
Spike۳۶۰ cm
Block۳۳۲ cm
اطلاعات والیبال
پستدریافت کننده قدرتی
تیم کنونیروسیه زنیت کازان
شماره۱
تیم ملی
۲۰۰۷-ایالات متحده آمریکا آمریکا


اندرسون فرزند مایکل و نانسی اندرسون در بوفالو، نیویورک متولد شد و جوانترین عضو خانواده است. اندرسون والیبال حرفه‌ای را در دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا آغاز نمود و در مسابقات قهرمانی والیبال اتحادیه ملی ورزش دانشگاهی با نیتانی لیون به نایب قهرمانی رسید.مت اندرسون کار خود را در سال ۲۰۰۶ با پیراهن تیم دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا آغاز نمود. همچنین در همین سال مدال نقره مسابقات قهرمانی ایالات متحده را به دست آورد. در سال ۲۰۰۷ اندرسون اولین بازی خود را در تیم ملی والیبال آمریکا انجام داد.

در ماه ژوئیه ۲۰۰۸ به وی لیگ رفت و با هیوندای اسکای واکر کره جنوبی قراردادی دو ساله امضا رساند. اندرسون در فصل اولین حضور خود در کره جنوبی به بازی های پلی اف رسید اما در ادامه اسکای از دور مسابقات حذف شد. اندرسون در ادامه مدال طلا جام پان آمریکا را همراه با تیم ملی آمریکا به دست آورد. اندرسون پس از دو سال حضور دی وی لیگ راهی کالیپو شد و فصل بعد به مودنا پیوست. متی در ادامه مدال نقره والیبال قهرمانی نورسکا را با تیم ملی آمریکا کسب کرد. اندرسون در سال ۲۰۱۲ مدال طلا لیگ جهانی را به گردن آویخت و بعد به باشگاه زنیت کازان پیوست.

اینم چنتا از عکس های مت :


Image result for ‫بیوگرافی متیو اندرسون‬‎


Image result for ‫بیوگرافی متیو اندرسون‬‎


Image result for ‫بیوگرافی متیو اندرسون‬‎

Image result for ‫بیوگرافی متیو اندرسون‬‎


Image result for ‫بیوگرافی متیو اندرسون‬‎


Image result for ‫بیوگرافی متیو اندرسون‬‎


+ نوشته شده در سه شنبه 2 تیر 1394 ساعت 05:24 ب.ظ توسط AlOcHe ToOrSh نظر مــوخــوامــ |




داستان کوتاه : " مراقب سنگریزه ها باشید"


http://up.lifesms.ir/up/lifesms/mehr-92/story-1.jpg

 


روزی حکیمی در میان کشتزارها قدم می‌زد که با مرد جوان غمگینی روبه‌رو شد. حکیم گفت: «حیف است در چنین روز زیبایی غمگین باشی.» مرد جوان نگاهی به دور و اطراف خود انداخت و پاسخ داد: «حیف است!؟ من که متوجه منظورتان نمی‌شوم!» گرچه چشمان او مناظر طبیعت را می‌دید اما به قدری فکرش پریشان بود که آنچه را که باید، دریافت نمی‌کرد. حکیم با شور و شعف اطراف را می‌نگریست و به گردش خود ادامه می‌داد و درحالی‌که به سوی برکه می‌رفت از مرد جوان دعوت کرد تا او را همراهی کند.

به کنار برکه رسیدند، برکه آرام بود. گویی آن را با درختان چنار و برگ‌های سبز و درخشانش قاب کرده بودند. صدای چهچههٔ پرندگان از لابه لای شاخه های درختان در آن محیط آرام و ساکت، موسیقی دلنوازی می‌نواخت. حکیم در حالی که زمین مجاور خود را با نوازش پاک می‌کرد از جوان دعوت کرد که بنشیند.

سپس رو به جوان کرد و گفت : «خواهش می‌کنم یک سنگ کوچک بردار و آن را در برکه بینداز.» مرد جوان سنگریزه ای برداشت و با تمام قوا آن را درون آب پرتاب کرد. حکیم گفت: «بگو چه می‌بینی؟» مرد جوان گفت : «من آب موج‌دار را می‌بینم.» حکیم پرسید: «این امواج از کجا آمده‌اند؟» جوان گفت: «از سنگریزه ای که من در برکه انداختم.» حکیم گفت: «پس خواهش می‌کنم دستت را در آب فرو کن و حلقه های موج را متوقف کن.» مرد جوان دستش را نزدیک حلقه ای برد و در آب فرو کرد. این کار او باعث شد حلقه های جدید و بزرگ‌تری به وجود آید. گیج شده بود. چرا اوضاع بدتر شد؟ از طرفی متوجه منظور حکیم نمی‌شد.

حکیم پرسید: «آیا توانستی حلقه های موج را متوقف کنی؟» جوان گفت: «نه! با این کارم فقط حلقه های بیشتر و بزرگ تری تولید کردم.» حکیم پرسید : «اگر از ابتدا سنگریزه را متوقف می‌کردی چه!؟».

حکیم گفت: «از این پس در زندگی‌ات مواظب سنگریزه‌های بسیار کوچک اشتباهاتت باش که قبل از افتادن آن‌ها در دریای وجودت مانع آن‌ها شوی. هیچ وقت سعی نکن زمان و انرژی‌ات را برای بازگرداندن گذشته و جبران اشتباهاتت هدر دهی.»


+ نوشته شده در چهارشنبه 27 خرداد 1394 ساعت 09:37 ب.ظ توسط AlOcHe ToOrSh نظر مــوخــوامــ |